اس ام اس هايی در بن بست زندگی
در پشت هيچ در بسته اي ننشينيد تا روزي باز شود . راه کار ديگري جستجو کنيد و اگر نيافتيد همان در را بشکنيد
فرودستان ، در بهترين هنگامه هم ، بهانه هاي فراوان ، براي انجام ندادن کار هاي خويش دارند
هيچ گاه از داشتن دشمن نترس ، از انجام ندادن درست آرمان هاي خويش بترس
رايزني با خردمندان ، پيروزي در پي دارد
آنانيکه سامان و پويندگي در کيهان را دروغ مي پندارند ، همواره در انديشه کين خواهي و حمله به جهان پيرامون خويش هستند . زندگي خود و نزديکانشان را تباه مي سازند و سرانجام در برآيندي بزرگتر از هستي ناپديد مي شوند
به کوهستان مي نگرم ، درونم سرشار از نيرو مي شود کوهها سر فرود مي آورند ، و مي گويند : باز ما را درخواهي نورد
اميدوار مباش ديگران همراهيت کنند ، تنها به درمان دردهاي روزگار خويش بيانديش .
مردمان توانمند در ميان جشن و بزم نيستند . آنها در هر دم به آرماني بزرگتر مي انديشند و براي رسيدن به آن در حال پيکارند
مستمند کسي است ، که دشواري و سختي نديده باشد .
قهرمان هاي آدمهاي کوچک ، همانند آنها زود گذرند
نامداري بي نيک نامي ، به پشيزي نمي ارزد
دوستي که نوميدنامه مي خواند ، هميشه سوار تو و پيشدار دورخيزهاي بلندت خواهد شد
آن که پند پذير نيست ، در حال افتادن در چاله سستي و زبوني است
دست استاد خويش را ببوس ، چون او هم پدر است هم پرورنده خرد
با ترشرويي به ميان مردم رفتن ، تنها از بيماران ساخته است .
مادر و پدر ، زندگيشان را با فروتني به فرزند مي بخشند .
فرومايگان پس از پيروزي ، همآورد شکست خورده خويش را به ريشخند مي گيرند
اگر دشمنت با روي خوش نزديکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهايش بگذار
دل کيهان را اگر بگشاييم اين سخن را خواهيم شنيد " هر کنشي واکنشي را در پي دارد " پس بر اين باور باشيد ! همه کردار ما چه خوب و چه زشت ، بي بازگشت نخواهد بود
بي مايگي و بدکاري پاينده نخواهد بود ، گيتي رو به پويندگي و رشد است . با نگاهي به گذشته مي آموزيم آدميان، اشتباهاتي همچون : برده داري ، همسر سوزي و ... را رها نموده است ، خردورزي ! آدمي را پاک خواهد کرد . اُرد بزرگ
همواره تنهايي ، توانايي به بار مي آورد .
سرپرستاني که از ارزش سربازي مي کاهند ، و پدر و مادراني که ، پيشدار ميهنداري فرزندان خويش مي شوند ، به کشورشان پشت کرده اند
يک آموزگار مي تواند با رفتار و گفتارش کشوري را دگرگون سازد
پيامد دانايي ، پذيرفتن بار ساماندهي ديگران است .
هنرمندان ناب ، هر روز در برابر ديدگان مردم نيستند
نيرنگ پيران بدنهاد ، تنها با مرگ به پايان مي رسد
نمي توان اميد داشت ، آدم هاي کوچک رازهاي بزرگ را نگاه دارند.
آنکه به خرد توانا شد ، ترس برايش نامفهوم است
کين خواهي از خاندان يک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نيروي انسانهاي فرهمند
از آه و نفرين بزرگان و ريش سفيدان هر ايلي بايد ترسيد
گيتي در جنگ و آوردي بزرگ در گردش است . انديشه و تلاش خردمندان از يک سو و پوزخند اهريمن و روان ديوپيشگان از سوي ديگر ، معرکه اين جهان گذارا است
دودماني که بزرگان و ريش سفيدانش خوار باشند ، به کالبد بي جاني ماند که خوراک جانوران ديگر شود
در برف ، سپيدي پيداست . آيا تن به آن مي دهي ؟ بسياري با نماي سپيد نزديک مي شوند که در ژرفناي خود نيستي بهمراه دارند .
دودمان بي نيا و مرد کهن ، به هزار آيين اهريمني گردانده مي شود
گِره هاي که به هزار نامه دادگستري باز نمي شود ، به يک نگاه و يا نداي ريش سفيدي گشاده مي گردد
اگر نتوانيم به تبار خويش ساماني درست دهيم ، مانند اين است که در خانه ايي بي ديوار زندگي مي کنيم
انديشه و سخن ريش سفيدان برآيند بردباري ، مردمداري و سرد و گرم چشيدگي روزگار است .
ريش سفيد داراترين به انديشه است نه به دارايي و اندوخته
دانش امروز فر بسياري در پي داشته ، اما نيروي جاري سازي آرامش به روان ما را ندارد . امنيت را بزرگان خردمند به ما مي بخشند .
ريش سفيدان ، زنجير ارتباط نسل ها هستند . و قوم بدون ريش سفيد ، گذشته اي کم رنگ دارد و آيين هاي به جاي مانده ، به هزار گونه ، تفسير مي شود
آنانکه تيشه به ريشه بزرگان و ريش سفيدان مي زنند خود و فرزندانشان را بي پناه خواهند ساخت


